تبليغاتX
جایی برای من
هر قدر میوه های دانش بیشتر در دسترس انسان قرار گیرد، همان قدر باورهای مذهبی از بین خواهد رفت.
رها کردن کهنه ها بسیار دشوار است.

اما نو زمانی به دنیا می آید که کهنه کنار رفته باشد.

پذیرفتن نوها و تازه ها بسیار دشوار است.

زیرا نوِ، نو است و ما با نو مانوس نیستیم. نو، غریبه است و ما در باطن خویش

 از غریبه ها بیمناک هستیم و می ترسیم.

اما نو دوست داشتنی است، این را باید بدانیم.

در غیر این صورت، امیدی به رشد و بالندگی ما نمی ماند

بالندگی، یعنی شهامت گذشتن از کهنه ها و شجاعت پذیرش تازه ها.

باید به استقبال تازه ها رفت.

باید همواره و مدام به استقبال جریان عظیم و موج زنِ تازه ها رفت.

زیرا در هر لحظه، چیزها کهنه می شوند.

ودر هر لحظه، نوها از راه می رسند.

و در خانه جان ما را می کوبند.

برخیزید.

ودر را به روی تازه ها باز کنید.

روی خود را همواره از جانب کهنه ها به سوی تازه ها برگردانید.

کهنه، اسارت است. نو، آزادی ست.

حقیقت، همواره تازه است.

خداوند، هرگز کهنه نمی شود.

او، همواره تازه است؛  

به تازگی شبنمی که

سپیده دمان

بر برگ گلی نشسته است.

منبع:<< عشق پرنده آزاد ورها>> "" اوشو""

مترجم: <<مسیحا برزگر>>  

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 9:37  توسط گل دختر | 

سلام.

آخ که چقدر دلم می خواد یه روز یه کاره ای بشم و کار این خواهر برادرهای آپاچی لنگ من بشه اونوقت تا می تونم اذیتشون کنم . واااای یعنی میشه؟

برای من که خدارو شکر ، گوش شیطون کر نتونستن پاپوشی درس کنن. چه تو خیابون چه دانشگاه ، یه بار اسممو داده بودن به حراست اما من از حق خودم دفاع کردم و هیچ غلطی هم نتونستن بکنن. اینو گفتم که یه وقت فکر نکنین دلم از دستشون پره و ازشون ضریه خوردم. کاری هم به دخترایی که واقعا جلف هستن و حال خود دخترا هم (البته نه فاطی کماندوها) از دیدنشون بد میشه ندارم و ازشون دفاع نمی کنم، اما اون بیچاره هایی که واقعا هیچ مشکل ظاهری فجیعی ندارن، واقعا حیفه که بخوان از این زینب یه چشایی که قیافشون به لعنت خدا هم نمی ارزه، حرف بشنون!!

چی بگم؟؟ وقتی چیزی اجباری بشه وضع از این بهتر نمیشه. عربستان مهد تمدن اسلامی و جاییه که اسلام در اونجا طلوع کرد، اما اونجا هم حجاب اجباری نیست. جالب اینجاس که ما کاسه از آش داغ تر شدیم و باید سنگ اسلامو به سینه بزنیم، چرا؟؟ خدا می دونه.

بابا خدا گفته {{ لا اکراه فی الدین}}، همه امامان با نرمی و سازش دین خدارو تبلیغ کردن و هر کی خواست قبول کرد و هر کی نخواست آزاد بود؛ نکشتنش !

زمان شاه هم هر کی دلش می خواست روسری یا چادر سر می کرد و هر کی هم نمی خواست نه. اما حجابها واقعا حجاب بود. نمازها واقعا نماز بود . طبقه روحانیون از یک احترام خاصی تو جامعه بر خوردار بودن. چرا الان که همه چی عوض شده اینا فک می کنن که اوضاع بهتر شده؟؟

چرا فرزاد حسنی رو فقط به خاطر گفتن این جمله به سردارکه " ما با ادبیات شما مشکل داریم" ممنوع صدا و تصویر می کنن ولی نیروی انتظامی حق انجام هر کاری رو داره؟؟

کسی جواب این سئوالا رو می دونه؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 0:45  توسط گل دختر | 

مجموعه " میوه ممنوعه" نماد جامعه امروز ما و حاج آقا فتوحی مصداق بارز درصد کثیری از آدمهای مذهبی و معتقدی هستش که به قول خودشون یک رکعت نماز و یک روز روزه به خدا مقروض نیستن و به شدت ادعای دین و مذهب دارن. به قول خودمون آدمهای خشکه مقدس و تیر. این انسانهای شریف و مردان خدا که همه سرشون قسم می خورن، خدا نکنه که آب ببینن ولو شده به اندازه یه حوض که باشه ازش دریا رو طلب می کنن و شنا کردن و شروع می کنن.

البته شاید این حصار دین و مذهب و خدا و پیغمبرباشه که باعث انجام ندادن خیلی از گناهان صغیره و کبیره و جور و جفاها باشه والا اگه این چماق هم نبود که عده ای به هیچ صراطی مستقیم نبودن!!!.

 اما همین طور که در این سریال می بینیم این عامل ( یعنی مذهب) حتی غیر ریاکارانه و واقعیش هم نمی تونه به تنهایی و یک تنه ضامن اجرایی مطمئنی برای گرفتار نشدن در دام انواع  معاصی باشه...

حرف من اینه؛  گناه نکردن ما  باید به علت وجدان باشه نه ترس از خدا و پیغمبر. اون آدمی که به خاطر وجدانش گناه نمی کنه هنر می کنه مگه نه؟!!

من دست اون نویسنده و کارگردانی رو می بوسم که این جور سریال ها رو برای تامل و روشن شدن مردم می سازن و همین طور آدمهای ساده لوح و بی فکری که فقط یه عمر تو مغزشون مقدساتو فرو کردن.

فکر نکنین من کافرم ، نه . همین الان از مراسم احیا میام و احساس خیلی خوبی هم دارم. انگار تازه متولد شدم. منتها بعضی وقتا با دیدن این جور چیزا دچار شک و تردید میشم.

فقط خدا از حقیقت همه چیز باخبره و ما بنده های حقیرسراپا تقصیر، ازهمه جا بی خبر.... گیج و حیرونیم.

از خدا بخوایم وجدانمونو ازمون نگیره که به خاطر وجدانمون خوب بمونیم نه به خاطر ترس از خدا.

آمین

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 5:11  توسط گل دختر | 

یک زوج در اوایل 60 سالگی ، در یک رستوران کوچک رومانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودند.
ناگهان یک پری کوچک سر میزشان ظاهر شد و گفت: چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستید و درتمام این مدت به هم وفادار موندید ، هر کدامتان میتوانید یک آرزو بکنین.
خانم گفت: اووووووووووووووووه، من میخواهم به همراه همسر عزیزم ، دور دنیا را سفر کنم.
پری چوب جادوئیش را تکان داد و دوتا بلیط برای خطوط مسافربری جدید و شیک در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فکر کرد و گفت:خب ، این خیلی رومانتیکه و فقط یکبار در زندگی اتفاق میافته ، خیلی متاسفم عزیزم ولی من آرزوی من اینه که همسری 30 سال جوانتر از خود داشته باشم.
خانم و پری سخت ناامید شده بودن ولی آرزو، آرزو دیگه!!!!
پری چوب جادوئیش را چرخاند و .....آقا 92 ساله شد!
پیام اخلاقی این حکایت: مردها شاید موجودات ناسپاسی باشن، ولی پری ها مونث هستند
.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 18:0  توسط گل دختر | 
 ساناز دوباره زد زير گريه، بلند ‌بلند گفت: من به پليس نگفته بودم، اما يك روز كه قصد داشتم به كلانتري بروم آرش تهديد كرد كه اگر اين كار را انجام دهم با دوستانش مرا اذيت مي‌كنند و ماشينم را آتش مي‌زنند. درست پنج روز پيش... آن روز خودروام را نياورده بودم. سر ظهر وقتي از دانشگاه آمدم، سوار يك پيكان شدم و جلوتر هم چند نفر ديگر سوار شدند و بعد هم با سوار شدن آرش شوكه شدم و پي به نقشه شوم‌شان بردم. آنها دهان مرا گرفتند و به ساختمان متروكه‌اي بردند. هر چه قدر مقاومت كردم فايده‌اي نداشت، مي‌بينيد كه سرو و صورتم را به اين روز انداخته‌اند...
    سروان احمدي مي‌گويد: اين شماره همراه كه اعتباري است، شماره ماشينش هم جعلي بوده. به نشاني‌اش هم مراجعه كرديم ولي بي‌فايده بود، سرنخ ديگري از او نداريد؟
    سه ماه و نيم بعد ماموران پليس آگاهي بدون سرنخ، «مسعود.م» ملقب به آرش كه انواع بزهكاري‌ها در پرونده‌اش بود را دستگير كردند و همدستان او نيز به دام افتادند، گرچه در اين مدت انرژي فراواني از ماموران گرفته شد تا مجرمان دستگير شوند، اما بغض ساناز هنوز گلويش را آزار مي‌داد...

 

به نقل از مجله خانواده سبز

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 23:25  توسط گل دختر | 
 
حرفای جدید
حرفای خصوصی
حرفای تلمبار شده
welcome
ميدوزم
شادي را به غم
زياد را به كم
درخت را به ريشه
گاهي را به هميشه
ستاره را به آسمان
زمين را به كهكشان
كهنه را به نو
و خودم را به تو...



پیوندهای روزانه
انجمن روانشناسی ایران
روانشناسی
عکس های خواننده ها
مقالات روانشناسی کودک
فال حافظ
آرشیو پیوندهای روزانه
بایگانی
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
دوستان من
دست نوشته های یک کودک
گمشده ی دوحرفی
رها
بهترین وبلاگ فارسی ایرانیان
تندیس نفرت
بازم همون قلب یخی( فرشته)
خرابه تنهاییم
نیای تو 99999999/99 درصد عمرت به فناست
من اونی که تو فکر می کنی نیستم
دختر یخی
صدای عدالت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

JavaScript Codes
 
a href="http://www.raheedalat.blogfa.com/">img98.com Image Upload Center