![]() |
![]() |
|
| هر قدر میوه های دانش بیشتر در دسترس انسان قرار گیرد، همان قدر باورهای مذهبی از بین خواهد رفت. |
|
اینم یه آپ مشهدی به در خواست آقا رامین وقتی دمدمای صبح به شهر مقدس مشهد رسیدیم، با شوق زیادی داشتم دنبال حرم می گشتم رفتیم پایین و اونجا دستمو به ضریح رسوندم ولی هر کاری کردم گریم نیومد. معلوم بود که دلم نشکسته!! بعد با دوستام زیارت نامه ونماز زیارت خوندیم وپنجره فولاد رو هم بارها زیارت کردیم .... در کل تو اون چهار روزی که مشهد بودیم 3 بار زیارت کردیم که هر سه بارم دستمون به ضریح رسید و از این بابت خیلی خوشحالم.من چند روز قبل از اینکه طلبیده بشم خواب دیدم من عاشق این بودم که توی صحن انقلاب وایسم و زل بزنم به گنبد نورانی و با مداحی هایی که می خوندن اشک بریزم در کل وقتی برگشتم تهران و هر چی از مشهد دورتر میشدم بیشتر افسوس می خوردم. این احساسیه که تو سفرای دیگه نداشتم.واسه همین از امام رضا خواستم که بازم منو بطلبه جاهای دیدنی که رفتم و خوشم اومد طرقبه، سجاد ، آزادشهر وکیل آباد . جاهایی که نرفتم و این سری باید برم الماس پروما کوه سنگی و پارک ملت. بازار رضا هم رفتم اما خوشم نیومد. چیزایی که واسم عجیب بود. یکی اینکه تو حرم 90 درصد آدمها دهاتی بودن( اونم چه دهاتیایی!!) از ازدحام جمعیت و بوی عرق و گلاب و... جفت چادرام انقدر بوی گند گرفته بود که می خواستم همونجا تو هتل جا بزارم وقتی می رفتیم حرم، با اینکه چادر سرم بود و یه ذره آرایش هم نداشتم اما دم حرم ماشینا بوق و چراغ می زدن یا توقف می کردن که جای تاسف بسیار داره. به نظرم تو شهرای زیارتی فساد خیلی بیشتره . اتفاقات جالب اینکه:حاج آقایی که همراه ما اومده بود هر وقت می رفتیم بیرون مرتب به حجاب و به تیپ های ما گیر می داد ما هم اصلا گوش نمی دادیم بهش ما در شبانه روز 3 ساعت می خوابیدیم. بعضی شبها هم اصلا نمی خوابیدیم و تا فردا شبش بیدار بودیم خوبه که من و دوستام خوابگاهی نشدیم وگرنه..... در کل بسیار سفر دانشجویی و زیارتی خوبی بود و امیدوارم که بعد از عید هم قسمت بشه یک بار دیگه بریم
اینم چند تا عکس از حرم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 9:42 توسط گل دختر |
|
|
امروز برای آخرین بار انتخاب واحد کردم. این ترم هم 7 تا درسی رو که مونده پاس می کنم و برای همیشه از دانشگاه علامه خداحافظی می کنم و ازبچه هایی که دیگه نمی بینمشون. از یه بابت خیلی خوشحالم . اونم اینه که از انتخاب واحد کردن راحت شدم. حتی دانشگاه آزاد واحد علی آباد کتول هم انتخاب واحدش اینترنتیه. پیرم در اومد امروز تا برنامه کلاسا رو جفت و جور کردم
الان یه حس عجیبی دارم. هم شادی هم غم. به دوران تحصیلم که فکر می کنم، در کل خدارو شکر، خوب گذشت. مخصوصا 4 ترم اول که خاطرات شیرین و بیاد موندنیش فراموشم نمیشه . اصلا ترم های 5 و 6 و 7 در حسرت خوشیهای همون 4 ترم اول گذشت. از صمیم دل امیدوارم همه همکلاسیها و دوستای خوبم خوشبخت و موفق باشن و انقدر به همه خوش بگذره که هیچ کس غصه دوری رو نخوره. هر چند که همینطورهم میشه و با گذشت زمان و قرار گرفتن در موقعیتهای جدید و جالب حتی اسم خیلی ها هم بدست فراموشی سپرده میشه!!! لحظه خدافظی به سینه ام فشردمت اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت دل من راضی نبود به این جدایی نازنین عزیزم منو ببخش اگه یه وقت آزردمت ***** پ.ن بالاخره امام رضا منو طلبید. خیلی خوشحالم .واسه بار اول دارم میرم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 18:18 توسط گل دختر |
|
|
تو رو من نمی شناختم که چقدر عاشقم هستی این همه مهرو محبت مال منه راستی راستی؟ تو کجا بودی تا حالا ای فرشته نجاتم که بهت بگم اسیر شرف چشم سیاتم تو همونی که می خواستم ساده و بی ادعایی مهم اینه که تو قلبم عشق و مهرو جا میذاری نگو تو به من عزیزم، که چقدر عاشقم هستی دارن اون چشمای جادو واسه من یه دنیا مستی نکنه نفرت و کینه بره تو چشای نازت بیا که قلب اسیرم دیگه افتاده به دامت منم عین تو می مونم عاشق وفا و پاکی به خدا که تا قیامت واسه من تنها ملاکی
***** |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 0:34 توسط گل دختر |
|
|
حرفای جدید حرفای خصوصی حرفای تلمبار شده |
| welcome |
|
ميدوزم
شادي را به غم زياد را به كم درخت را به ريشه گاهي را به هميشه ستاره را به آسمان زمين را به كهكشان كهنه را به نو و خودم را به تو... |
| پیوندهای روزانه |
|
انجمن روانشناسی ایران روانشناسی عکس های خواننده ها مقالات روانشناسی کودک فال حافظ آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|
