تبليغاتX
جایی برای من
فرق است بین دوست داشتن و داشتن دوست؛دوست داشتن امری لحظه ایست ولی داشتن دوست استمرار لحظه های دوست

اینم یه آپ مشهدی به در خواست آقا رامین                                                                                                                                              وقتی دمدمای صبح به شهر مقدس مشهد رسیدیم، با شوق زیادی داشتم دنبال حرم می گشتم که از دور سلام بدم اما پیداش نکردم. هوا روشن شده بود که برای نماز به ترمینال رفتیم و اونجا نمازمونو خوندیم و رفتیم هتل. یه  دو ساعتی استراحت کردیم بعدش رفتیم حرم. وااااااااای فقط خدا می دونه من چه ذوق و شوقی داشتم واسه دیدن گنبد طلایی . صحن ورودی با اون چراغهای الوان واقعا زیبا و با شکوهه. بعد وارد اتاقهای آینه کاری میشی که هر چقدر آدم از هنری که در ساختش بکار رفته بگه بازم کمه. عظمت و شکوه و جلال این مکان مقدس بدجوری آدمو تحت تاثیر قرار میده.

رفتیم پایین و اونجا دستمو به ضریح رسوندم ولی هر کاری کردم گریم نیومد. معلوم بود که دلم نشکسته!!

بعد با دوستام زیارت نامه ونماز زیارت خوندیم وپنجره فولاد رو هم بارها زیارت کردیم .... در کل تو اون چهار روزی که مشهد بودیم 3 بار زیارت کردیم که هر سه بارم دستمون به ضریح رسید  و از این بابت خیلی خوشحالم.من چند روز قبل از اینکه طلبیده بشم خواب دیدم که تو صحن هستم. البته توی خواب خیلی خیلی احساس بهتری داشتم که فکر می کنم به خاطر ازدحام جمعیت و یا نداشتن سعادت، کامل نمی تونستم اون حس و حالی رو که تو خوابم داشتم تجربه کنم.

من عاشق این بودم که توی صحن انقلاب وایسم و زل بزنم به گنبد نورانی  و با مداحی هایی که می خوندن اشک بریزم.

در کل وقتی برگشتم تهران و هر چی از مشهد دورتر میشدم بیشتر افسوس می خوردم. این احساسیه که تو سفرای دیگه نداشتم.واسه همین از امام رضا خواستم که بازم منو بطلبه.

جاهای دیدنی که رفتم و خوشم اومد  طرقبه، سجاد ، آزادشهر وکیل آباد . جاهایی که نرفتم و این سری باید برم الماس پروما کوه سنگی و پارک ملت. بازار رضا هم رفتم اما خوشم نیومد.

چیزایی که واسم عجیب بود. یکی اینکه تو حرم 90 درصد آدمها دهاتی بودن( اونم چه دهاتیایی!!)  واین نکته ای هستش که سئوال برانگیز بود.

از ازدحام جمعیت و بوی عرق و گلاب و... جفت چادرام انقدر بوی گند گرفته بود که می خواستم همونجا تو هتل جا بزارم.

وقتی می رفتیم حرم، با اینکه چادر سرم بود و یه ذره آرایش هم نداشتم اما دم حرم ماشینا بوق و چراغ می زدن یا توقف می کردن  که جای تاسف بسیار داره. به نظرم تو شهرای زیارتی فساد خیلی بیشتره .

اتفاقات جالب اینکه:حاج آقایی که همراه ما اومده بود هر وقت می رفتیم بیرون مرتب به حجاب و به تیپ های ما گیر می داد ما هم اصلا گوش نمی دادیم بهش .بهم گفت توی دانشگاه در خدمتم هست و می تونه منو مجاب کنه. من حتی با مسئول هتل هم بحثم شد و بهش گفتم من همینم که هستم و دلم نمی خواد عوض بشم و کلی حالشو گرفتم.  شب و نصفه شب  بر میگشتیم هتل  و وقتی با چهره بر افروخته حاج آقا که معمولا تو لابی بود ؛ روبرو می شدیم می زدیم زیر خنده.

ما در شبانه روز 3 ساعت می خوابیدیم. بعضی شبها هم اصلا نمی خوابیدیم و تا فردا شبش بیدار بودیم. از سروصدای ما همه اتاقهای همجوارمون میومدن تذکر می دادن. آخه آدم تو مسافرتم می خوابه!!! ما که کار خودمونو می کردیم. جالب اینجاس وقتی رفتیم به هتل دوستامون که بهشون سر بزنیم اونجاهم انقدر سرو صدا راه انداختیم که از پایین اومدن بهمون گفتن یه ذره آرومتر همه خوابن.

خوبه که من و دوستام خوابگاهی نشدیم وگرنه.....

در کل بسیار سفر دانشجویی و زیارتی خوبی بود و امیدوارم که بعد از عید هم قسمت بشه یک بار دیگه بریم.

اینم چند تا عکس از حرم

۱۲ -۳- ۴

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 9:42  توسط گل دختر | 
امروز برای آخرین بار انتخاب واحد کردم. این ترم  هم 7 تا درسی رو که مونده  پاس می کنم و برای همیشه از دانشگاه علامه خداحافظی می کنم و ازبچه هایی که دیگه نمی بینمشون. از یه بابت خیلی خوشحالم . اونم اینه که از انتخاب واحد کردن راحت شدم. حتی دانشگاه آزاد واحد علی آباد کتول هم انتخاب واحدش اینترنتیه. پیرم در اومد امروز تا برنامه کلاسا رو جفت و جور کردم. از یه بابت دیگه بیشتر خوشحالم،اینکه دیگه چشمم به چشم کسایی نمی افته که ازشون متنفرم. مخصوصا دوستان دغل!

الان یه حس عجیبی دارم. هم شادی  هم غم.

به دوران تحصیلم که فکر می کنم، در کل خدارو شکر، خوب گذشت. مخصوصا 4 ترم اول که خاطرات شیرین و بیاد موندنیش  فراموشم نمیشه . اصلا ترم های  5 و 6 و 7 در حسرت خوشیهای همون 4 ترم اول گذشت.

از صمیم دل امیدوارم همه همکلاسیها و دوستای خوبم خوشبخت و موفق باشن و انقدر به همه خوش بگذره که هیچ کس غصه دوری رو نخوره. هر چند که همینطورهم میشه و با گذشت زمان و قرار گرفتن در موقعیتهای جدید و جالب حتی اسم خیلی ها هم بدست فراموشی سپرده میشه!!!

لحظه خدافظی به سینه ام فشردمت                            اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت

دل من راضی نبود به این جدایی نازنین                          عزیزم منو ببخش اگه یه وقت آزردمت

*****

پ.ن بالاخره امام رضا منو طلبید. خیلی خوشحالم .واسه بار اول دارم میرم . واسه همینم اگه لایق باشم خیلی ها ازم التماس دعا داشتن.اونجا شما دوستای وبلاگیمم فراموش نمی کنم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 18:18  توسط گل دختر | 

 تو رو من نمی شناختم که چقدر عاشقم هستی          این همه مهرو محبت مال منه راستی راستی؟

تو کجا بودی تا حالا ای فرشته نجاتم                              که بهت بگم اسیر شرف چشم سیاتم

تو همونی که می خواستم ساده و بی ادعایی              مهم اینه که تو قلبم عشق و مهرو جا میذاری

نگو تو به من عزیزم، که چقدر عاشقم هستی        دارن اون چشمای جادو واسه من یه دنیا مستی

نکنه نفرت و کینه بره تو چشای نازت                          بیا که قلب اسیرم دیگه افتاده به دامت

منم عین تو می مونم عاشق وفا و پاکی                           به خدا که تا قیامت واسه من تنها ملاکی

*****

 پ. ن : شعر از خودمه، برای هیچکس. منظورم همونیه که لیاقتشو داره.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 0:34  توسط گل دختر | 
 
حرفای جدید
حرفای خصوصی
حرفای تلمبار شده
welcome
ميدوزم
شادي را به غم
زياد را به كم
درخت را به ريشه
گاهي را به هميشه
ستاره را به آسمان
زمين را به كهكشان
كهنه را به نو
و خودم را به تو...



پیوندهای روزانه
انجمن روانشناسی ایران
روانشناسی
عکس های خواننده ها
مقالات روانشناسی کودک
فال حافظ
آرشیو پیوندهای روزانه
بایگانی
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
دوستان من
دست نوشته های یک کودک
گمشده ی دوحرفی
رها
بهترین وبلاگ فارسی ایرانیان
تندیس نفرت
بازم همون قلب یخی( فرشته)
خرابه تنهاییم
نیای تو 99999999/99 درصد عمرت به فناست
من اونی که تو فکر می کنی نیستم
دختر یخی
صدای عدالت
سعید سبز بیکس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

JavaScript Codes
 
a href="http://www.raheedalat.blogfa.com/">img98.com Image Upload Center