![]() |
![]() |
|
| فرق است بین دوست داشتن و داشتن دوست؛دوست داشتن امری لحظه ایست ولی داشتن دوست استمرار لحظه های دوست |
|
خدای من، خدای بلند مرتبه. ای خدایی که همیشه و همه حال به لطف و توجهت نیازمندم. ای خدایی که اگه یه لحظه ازم رو بر گردونی برام جهنمو تداعی میکنی. بالاخره سال 86 هم با خواست و اراده تو تموم میشه. بسیار خرسندم و شکر گزار از تقدیری که امسال برام مقدر فرمودی. قطعا تمام نتایج خوب و مثبتی که گرفتم از لطف و کرَم تو و هر مصیبتی که احساس می کنم شامل حالم شده از کوتاهی و ناسپاسی منه وگرنه هر چی که از جانب تو باشه عین خیره و حسن. اینارو نگفتم که بعدش در خواست هامو مطرح کنم. در همه حال دعاهای منو اجابت کردی و من انقدر گستاخ شدم که .... این شکی که تو دلم افتاده رو بسیار مقدس و نشونه توجهت می دونم. در سال جدید افکارم را متحول کن، تو این راه منو تنها نذار . همه مریضها رو شفا بده . دستهای خالی رو پر برکت و چشمهای منتظر رو نا امید نفرما. دلهای ناشاد را شاد گردان و دلهای غافل را بیدار. در سال جدید دو خواسته جدید ازت دارم. خواسته همه رو برآورده کن و خواسته منم اجابت فرما. آمین
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 9:33 توسط گل دختر |
|
|
فیلم اوریجینال سین، با بازی آنجلینا جولی( در نقش جولیا) و آنتونیوبندرز( در نقش لوئیز) همونطور که در ابتدای داستان گفته میشه ، این یک داستان عاشقانه نیست اما راجع به عشقه و قدرتی که عشق داره؛ قدرت التیام بخشیدن و قدرت نابود کردن داستان راجع به زن و مردی هست که از طریق آگهی ازدواج و برای بار اول ساعت 6 بعد ازظهر همدیگرو ملاقات می کنند و 3 ساعت بعد ازدواج می کنند. دختر خیلی زیباتر از عکسی هست که برای مرد فرستاده شده و مرد هم خودش رو کارمند معرفی کرده بود ، در حالیکه مالک یک شرکت بزرگ صادر کننده قهوه و بسیار ثروتمنده!! لوئیز در همون نگاه اول به شدت عاشق جولیا میشه و به طرز دیوانه واری روز به روز بر شدت علاقش افزوده میشه تا اینکه....... بقیشو نمیگم که اگه فیلمو ندیدین بعدا که نگاه کردین براتون جذابیت داشته باشه. به علاوه اینکه شنیدن کی بود مانند دیدن در یکی از سکانسهای پایانی فیلم لوئیز میگه:" علیرغم قیمتی که برای عشق باید پرداخت هیچ گاه نمیشه از عشق فرار کرد"
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 9:2 توسط گل دختر |
|
|
دل کوچولو، دل دیوونه، دیگه نرواز خونه پشیمون میشی، پریشون میشی، نمی دونی دیوونه بیرون از خونه ، دلا همه سنگ هر چی میبینی رنگه و نیرنگ تو مثل یه پر میبردت باد حتی یادتم می برن از یاد دل کوچولو، دل دیوونه، دیگه نرو از خونه پشیمون میشی، پریشون میشی، نمی دونی دیوونه بمیرم واسه تو چه رنجها نکشیدی چه خسته دل تنها چه حرفا که شنیدی حالا برگشتی، بازم توسینه، می دونی تنها منو داری می دونم شیطون، بلای جونم منو باز آروم نمیزاری دل کوچولو، دل دیوونه، دیگه نرو از خونه پشیمون میشی، پریشون میشی، نمی دونی دیوونه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 9:0 توسط گل دختر |
|
|
این روزها برایم بسیار غریبه اند. تحول را به خوبی احساس می کنم. من کاملا عوض شدم!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 5:31 توسط گل دختر |
|
|
پسر: چرا خودتو انقدر اذیت می کنی؟ واسه چی از نیازهای طبیعیت چشم پوشی می کنی؟ تو دختر خیلی خوبی هستی، حیف نیست تنها بمونی؟
همه آرزو دارن که دخترشون مثل تو باشه. یه پیله دور خودت درست کردی که چی؟ تو دیگه دختر بزرگی شدی. یه نگاهی به دور و برت بنداز. ببین همه دارن چیکار می کنن. یه نفر از دوستا و دورو بریاتو می تونی نشونم بدی که با کسی نبوده باشه؟ دختر: نه. اما این که دلیل نمیشه. اگه همه بد شدن. من چرا خوب نباشم؟ ما چرا خوب نباشیم؟ پسر: کی گفته اینا بدیه؟ کی گفته بودن با یک نفر گناهه؟ نمی دونم برای چی انقدر به خودت سخت می گیری؟ دلیلش چیه که انقدر به خودت سختی میدی؟ در خیابان آقا دربست، این خانمو برسونین. راننده تاکسی: خانم ببخشید خیلی خیلی معذرت می خوام جسارته، آقا نامزدتون بودن یا دوستتون؟ البته فضولیه ها ببخشید دختر: نه خواهش می کنم، راستش هنوز با هم دوست نشدیم. راننده: خانم شما هم مثل دختر خودم ، از من به شما نصیحت این کارا آخر عاقبت نداره. ما کارمون اینه . مسافرام میان اینجا با آب و تاب از کاراشون تعریف می کنن؛ همزمان با چند نفر هستم، مخ اینو زدم. اونو خر کردم و.... پسرا نمی تونن از دختری که سهل الوصول باشه و راحت خودشو در اختیارشون قرار بده، خوششون بیاد. خانم ازدواجی که بخواد با این رابطه ها شروع بشه بدرد نمی خوره. می دونین ؟ پسره بعد از یه مدتی که گذشت و عقلش سر جاش اومد با خودش میگه از کجا معلوم که این آدم قبلا با کسای دیگه ای نبوده یا از این به بعد نباشه؟؟ دختر: بله آقا دقیقا همین طوره، کاملا درسته. من خودم همه اینارو می دونم، حواسم هست. راننده: خلاصه ببخشید اگه فضولی کردم. موفق باشین |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 7:33 توسط گل دختر |
|
|
حرفای جدید حرفای خصوصی حرفای تلمبار شده |
| welcome |
|
ميدوزم
شادي را به غم زياد را به كم درخت را به ريشه گاهي را به هميشه ستاره را به آسمان زمين را به كهكشان كهنه را به نو و خودم را به تو... |
| پیوندهای روزانه |
|
انجمن روانشناسی ایران روانشناسی عکس های خواننده ها مقالات روانشناسی کودک فال حافظ آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|
